حرمت قوری را نگه دار لدفن !

چهارشنبه 8 آذر 1396 01:01 ق.ظ

نویسنده : مهدی

پاییز باشه که باشه، آذر باشد که باشد به جهنم !
باران اصلا ببارد یا نبارد، چه فرقی می کنه وقت
ی باریدنش تو را به یاد چیزی نیندازد جز زحمت و خیس شدن ؟!
فقط کلمه ها و حرفهاست که ب
ین شلوغی تهران دنبال مخاطبش می گردند و هی می گردند و آخرش هیچ.
اصلا من که ه
یچ، حرف و کلمه هایم هم به درک که شدند عین کودکان بی سرپرست، دلت به حال گل فروش سر چهار راه بسوزد لااقل ، چه اشکالی دارد که بودنت اسکناسی به اسکناس هایش اضافه کند !؟
اصلا ب
یخیال گل فروش و من و کلمه هام، حیف چای تازه دم کشیده ی قوری نیست ؟!
دلت م
ی آد فقط یک استکان را پر کند ؟!



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: میدم بخونی ،
آخرین ویرایش: شنبه 19 خرداد 1397 01:24 ب.ظ